تبليغاتX
.•٭ ساتگنی ٭•. - می گویند شاد باش...

.•٭ ساتگنی ٭•.

.:. همان صراحیِ ساقی ی:
می گویند شاد باش...
   

اهم اهم...

با نام یگانه آفریدگار کردگار خالق بی همتای خشگل جون جونیه خودم!  


دوستان و همراهان!

بسی خرسندیم که در جمع شما میباشیم!  

درسها روز به روز(حتی بیشتر از دبیران گرامی)بر اعصاب ما پیاده روی و آنها را خرد می نمایند! 

 منم که یکی دو هفته ای شیطون رفت تو چجلدم بچه بدی شدم کم درس خوندم الان پشیمونم حساااااااااااااااااااابی! 

اما پس از کوششهای بسیار در این هفته ساعت مطالعه  خود را افزایش داده ایم و بسیار مسرور میباشیم!  

 

نکته جالب اینجاس! الان اومدم نت فکر کردم سری پیش آپولیندم دیدم نخیر! توهمی بوده فانتزی! از نوع حاد! 

امروز کلی نامزدهای انتخابات شورا سخنرانی داشتن!انقدر بهشون خندیدیم که نگو! حالا دوستای جوگیر خودمون هم بودن ها!

رفته بودن واسه مسخره بازی! یکی میگفت هدفم اینه که طی یک شبیخون(شایدم روزی خون) تمامی سوسکهای مدرسه را قتل عام نمایم!  

خلاصه حسابی خندیدیم و یادمون رفت یک ربع بعد امتحان علوم اجتماعی داریم!

.

.

.

این از اخبار روز!  

از اون طرف طبق معمول همیشه مغز مبارک فریز شده!نه شعری نه ذوق و قریحه ای!در و دیوار اتاقم معلوم نیست چه رنگین انقدر بهشون نکته و کاغذ چسبوندم!

هر کی میاد اینجا گم میشه باید از علایم راهنمایی استفاده کنم دیگه!

دوستان عزیز سابق یک روز هوار شدن اینجا(البته با دعوت خود جوگیرم) و کلی فحشم دادن و متهمم کردن به خرخون بد بخت بودن!(نه که خودشون واسه حیات وحش آرامش گذاشتن؟! من یه خر میزنم اونم با ملایمت!اینا چی که...؟!)  

 

خلاصه این دو هفته همش رفتم گردش و مهمونی! که صدای خانواده در اومد و دیگه....

(این الان من و مامانمیم:  البته مباحث فقط درسی نیست ها!)

 

القصه اینکه امشب پس از جوزدگی بسیار اومدم کامنتای نداشته مو چک کنم که ضایع شدم.....  

حالا مودب شدم ورزش میکنم، غذا کم میخورم، شبها شیر میخورم(مثه همیشه یه پاکت خالی میشه!!!)، روزی سه بار مسواک میزنم، هله هوله نمیخورم، ماسک صورت درست میکنم کلی با برادر گرامی میخندیمو هزار تا کاره مثبت احمقانه دیگه...!  

.

.

.

این بلاگفا هم هر دفعه یه مدله ها! کد امنیتی یعنی چی مثلن؟!(امنیتیه چیه نمیدونم) دو تا کامنت میخوای بذاری خفت میکنه!    

.

.

.

این شعر رو یه جایی خودنم خیلی خوشم اومد:

می گویند شاد باش

و من شادی را دوست دارم

و مگر می شود من شادی را دوست نداشته باشم

من شادی را دوست دارم

من معنی بوسه را می فهمم

اما غم را چه کنم

غمی که شادی را با خود می برد

ازادی را می کشد

زندگی را می میراند

و شب را می گستراند

وبر هستی لباس نیستی می پوشاند

من شادی را دوست دارم

و تا شادی را به اغوش می برم غم از در دیگری می اید

کاشکی نه کسی می امد و نه کسی می رفت

نه شب بود و نه روز

و نه غم بود  و نه شادی 

نه ادم بود و نه ان شیطان مکار

 

حالا نظر شما چیه نمیدونم دیگه!!!  

.

.

.

اینم بی ربط و دلنشین ترین عکس سال:

                 

.

.

.

میشناسینش؟!!!!!!!!!!!!!!!!!  :

                                           

دوسش دارم انقدر! باحاله! همیشه دلم میخواست یه روزی بشم مثه مِمُل...  

حیف نشد! چه خوشحال بودن ها...!

.

.

.

پ.ن(۱): دلم مثه همیشه جینقده شده بود واستون!  

پ.ن(۲):خوشحالم که کسی بهم نمیگه بی معرفت!  

پ.ن(۳):می تونین حدس بزنین که این من و بابامیم!اما نیستیم!

نمیدونم کیه ولی خیلی از شکلکش خوشم اومد گفتم بذارم اینجا!

پ.ن(۴): «بعضی ها»از این شکلا دوس ندارن!

اما هر کی عقیده ای داره!(به خودتون نگیرید خودش فهمید!)

پ.ن(۵):در مورد گلی جون(فراهانی) هیییییچ نظر خاصی ندارم!الان مدشده همه تو وبشون یه چیز میگن  آخه! به ما چه؟!!!
پ.ن(۶): در توضیح عکس بدون شرح بگم هیچ ربطی به هیچ چیزی نداره!فقط ازش خوشم میاد!  

.

.

.
کلم پره مطلب بود ها همش یادم رفت! بس که ...

بگذریم!

میدونم این پست حاوی بدترین حالتهای ممکن بود! فقط خواستم ابراز حیات کنم...

 

دیگه برم رفع رحمت کنم کم کم...  

قربوسه همه!

روز و روزگار خوش...

التماس دعا...

در پناهش...

  فهلا.......  

 

شک نکنین سال بعد من این مدلیم:

 

اعتماد به نفس در حد..........  
  



                                   ........!

به خبری که هم اکنون به سمع و نظر مبارکم رسید بنوشید:

برادر حامد..(نام خانوادگی سانسور!) رتبه یک حسابداری تهران و ۱۳کشوری را کسب نمودند!

ایشان با در خواست دانشگاه پردیس کیش مبنی بر عزیمت بدان دیار و ادامه تحصیل در آنجا در حال کلنجار رفتن هستند!

 

داااااش حامد جونم!تبریک!موفق باشی برادر.........!!!!

                      

 

+ستاره بارون شده در دوشنبه 29 مهر1387ساعت22:10با اشکای مصـــلوب تـــو...؟! |